كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

100

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

مِمَّنْ تَرْضَوْنَ از ان كسانى كه پسنديد و راضى باشيد مِنَ الشُّهَداءِ از گواهان پس بيان مىكند علت اعتبار عدد را در امرأتين يعنى دو زن براى آن بايد أَنْ تَضِلَّ تا چون فراموش كند إِحْداهُما يكى از آن دو زن معامله را كه بران گواه بوده فَتُذَكِّرَ پس بايد كه ياد دهد إِحْداهُمَا الْأُخْرى يكى از ايشان آن ديگرى را چون به جهت غلبه رطوبت نسيان بر امزجه نسوان غالب است پس دو زن بايد كه بتذكير يكى نسيان ديگرى زائل گردد وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ و بايد كه سرباز نزنند گواهان از تحمل شهادت يا آزادى آن إِذا ما دُعُوا چون خوانده شوند براى ادا يا تحمل آن وَ لا تَسْئَمُوا و ملول مشويد أَنْ تَكْتُبُوهُ از آن كه بنويسيد حق را صَغِيراً در حالتى كه خرد باشد آن حق أَوْ كَبِيراً يا بزرگ يعنى اندك و بسيار آن را بنويسيد إِلى أَجَلِهِ تا مدتى كه او مقرر شده باقرار مديون ذلِكُمْ اين كتابت شما أَقْسَطُ راست‌ترست عِنْدَ اللَّهِ نزديك خدا وَ أَقْوَمُ و صوابتر لِلشَّهادَةِ مر گواهى دادن را چه كتاب مذكر شهودست وَ أَدْنى و نزديكتر است كتابت أَلَّا تَرْتابُوا آن را كه به شك نشويد در مقدار حق و مدّت آن و تعين شهود حق چون رجوع نمائيد بكتاب إِلَّا أَنْ تَكُونَ مگر آنكه باشد معامله تِجارَةً حاضِرَةً بازرگانى بحضور تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ كه مىگردانيد آن را يك ديگر يعنى معامله دست بدست و نقد به نقد فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ تا پس نيست بر شما گناهى أَلَّا تَكْتُبُوها آنكه نه نويسيد آن را وَ أَشْهِدُوا و گواه گيريد إِذا تَبايَعْتُمْ چون خريد و فروخت كنيد بنقد و حكم اين آيت منسوخ است به آيت فان امن بعضكم بعضا الآية وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ و بايد كه رنج رسانيده نشود نويسنده يعنى او را به اكراه و اجبار كتابت نه‌فرمايند وَ لا شَهِيدٌ و نه گواه را ضرر رسانند بر قبول شهادت چون مانعى داشته باشد اين معنى كه گفته شد بر تقدير آنست كه يضار فعل مجهول باشد پس اگر معلوم اعتبار كنند منطوقش آنست كه بايد كه كاتب نرنجاند كسى را و وثيقه درست نويسد و از خيانت در كتابت احتراز كند و گواه نيز تحمل شهادت كند و از راستى در نه گذرد و گواهى نپوشد بوقت طلبيدن و بازنگيرد وَ إِنْ تَفْعَلُوا و اگر بكنيد اى معاملان اين‌ها كه نهى كردم از اضرار كاتب و شهيد فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ پس آن فعل منهى كه گفتم نافرمانى باشد لاحق به شما وَ اتَّقُوا اللَّهَ و همه شما بترسيد از خدا و فرمان او را خلاف مكنيد وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ و مىآموزاند خداى شما را مصالح دين و دنياى شما را وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ و خدا به همه چيزها عَلِيمٌ داناست .